فخر الدين الرازي - السهروردي - الأبهري - ذوالفضائل الاخسيكتي وآخرين ( مترجم : سبزوارى )

86

چهارده رساله ( فارسى )

جواب گوئيم كلّا و حاشا اين گمان سخت باطل است زيرا كه اين كس ميپندارد كه آفريدهاى خداى تعالى جز اين جسمهاء تاريك كثيف نيست اين سخن خطاست بلكه آفريدهاء حق دو قسم است يكى عالم اجسام و ديگر عالم ارواح و عالم اجسام اخس مخلوقات است و عالم ارواح افضل و اكمل و اشرف مخلوقات است و در هر دو عالم مراتبى است اما در عالم اجسام اشرف مراتب عرش است پس از آن كرسى پس اطباق - السموات پس از آن بدن انسان است آنگه حيوان آنگه نباتات آنگه جمادات . اما در عالم ارواح اشرف آن ملائكه‌اند وَ يَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ ثَمانِيَةٌ و آنگه آن ملائكه اندكى بگرد عرش درآمده‌اند وَ تَرَى الْمَلائِكَةَ حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ همچنين مراتب فرومىآيد تا آنكه بعالم ارواح انسانى برسد پس نسبت ارواح آدميان با ارواح آسمانيان همچنان باشد كى نسبت تن‌هاى آدميان باجسام آسمانيان و اجرام ستارگان پس معلوم شد كى هم عالم ارواح و هم عالم اجسام همه مخلوق حق‌اند و او پديدآورنده همه و ذات مقدّس حق جلّ جلاله از جزء و بعض و عدد و قسمت مقدّس و منزّه است و با اين مقال اندكى از حقيقت روح انسانى معلوم شد . فصل چهارم در بيان حقيقت مرك و احوال آن . چون حقيقت روح معلوم شد بحقيقت مرگ بازآئيم ميگوئيم درست شد بحجّت‌هاى بزرك كه جوهر روح انسانى در هستى خوش مستغنى است از وجود اين جسد و اين جسد او را آلتى است كه بواسطه اين آلت اسباب سعادت كسب كند لكن هر فاعل كه باشد و او را در بعض احوال آلتى باشد كه اگر آن آلت شكسته شود فعل از فاعل باطل گردد و در حقيقت انسانى بر خلاف اينست زيرا كه چون بدن باطل شود حقيقت انسان باطل نشود « 1 » بلكه باقى ماند الا ان است اگر بدين آلت دوستى

--> ( 1 ) - عبارت متن صحيح به نظر ميرسد در بعضى نسخ عبارت بدين صورت است چون فاعلى باشد و او را در بعضى احوال آلتى شكسته شود فعل آن فاعل باطل نشود همچنان چون اين بدن باطل شود حقيقت انسان باطل نشود بلى موت عام ديگرست و موت خاص ديگر موت دنبالهء حاشيه در صفحهء بعد